خدایا خدایا خدایا خسته ام

خدایا چه سان بخوانمت با اینكه من همان من (گنهكار) هستم و چه سان امیدم را از تو ببرم بااینكه تو همان تویى (كه با همه مهربانى )
خدایا من اگر از تو نخواهم كه به من بدهى پس كیست آن كسى كه از او بخواهمتا به من بدهد
خدایا اگر تو را نخوانمت كه دعایم را مستجاب كنى پس كیست آنكس كه بخوانمشتا دعایم را مستجاب كند
خدایا اگر به درگاه تو زارى نكنم كه به من رحم كنى پس كیست كهبه درگاهش زارى كنم تا به من رحم كند
خدایا همچنانكه شكافتى دریا را براى موسى علیهالسلام و او را نجات دادى از تو مى خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا از آنچهدر آن گرفتارم نجات بخشى و گشایش فورى به من عطا كنى نه گشایش مدت دار،
به فضل و رحمتت ىاَرْحَمَ الرّاحِمینَ

مهربانترین مهربانان
ن : در راه مانده
ت : جمعه 1392/02/13
|
|
فاطمه سرور زنان جهانیان است.فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.
"هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"

امام حسن مجتبی، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف مینمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعهای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود میپرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا میکرد، آنان را نام میبرد و بسیار برایشان دعا مینمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا مینمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

مقام عصمت
در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بینیاز میکند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره مینماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.

وصیت
در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشتهاند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.
ن : در راه مانده
ت : جمعه 1392/01/23
|
|
نیایش حضرت زهرا بانوی دوعالم
پروردگارا! خداوندا! پروردگارا! خداوندا!
 
پروردگارا! بحقّ آنكه غيبها را مىدانى، و بر تمامى موجودات قادر و توانائى، مرا زنده بدار تا آن هنگام كه مىدانى زندگى برايم نيكوست، و بميران تا آن زمان كه خير و نيكىام را در مرگم مىدانى. خداوندا! اخلاص و ترس از خودت را در هنگام خشنودى و غضب، و ميانهروى در زمان بىنيازى و فقر را از تو خواستارم.

پروردگارا! از تو نعمتى را مىخواهم كه پايانى ندارد، و نيز از تو جويا هستم آنچه مرا خشنود مىسازد و پايان نمىپذيرد، بارالها! خشنودى به قضاء و حكم تو را مىخواهم، و زندگى نيكو بعد از مرگ را از تو در خواست مىكنم، و نيز ديدار رويت و شوق به ملاقات تو، بدون آنكه پريشان حالى و رنجى در آن باشد يا در آشوبى فراگير قرار گيرم، را خواستارم. پروردگارا! ما را به زينت ايمان مزيّن فرما، و ما را هدايتگرانى قرار ده كه مشمول هدايت تو قرار گرفته باشيم، اى پروردگار جهانيان.
 پروردگارا! تا آنگاه كه مرا زنده مىدارى، به آنچه دادهاى قانعم گردان، و عيوبم را بپوشان، و مرا سلامت دار، و آن زمان كه مرا ميميرانى مرا بيامرز، و مشمول رحمتت قرار ده، بارالها! مرا بر آنچه برايم مقدّر ساختهاى به رنج نينداز، و آنچه برايم مقدّر نمودهاى را سهل و آسان گردان.
پروردگارا! پدر و مادر و هر كه بر من حقى دارد را به بهترين وجه پاداش ده، خداوندا! مرا تنها در آنچه بجهت آن مرا خلق كردهاى مشغول نما، و در آنچه خود متكفّل آن برايم شدهاى مشغول نساز.
 پروردگارا! نفسم را ذليل، و مقامت را در نفسم افزون فرما، و طاعتت و عمل به آنچه مورد رضايت توست، و دورى از آنچه مورد غضب تو مىباشد، را بمن الهام كن، اى بهترين رحمكنندگان.
:: موضوعات مرتبط:
دلتنگ خدا
ن : در راه مانده
ت : دوشنبه 1392/01/05
|
|
پروردگارا بی نیازی تو طمع نیاز را درما جنبانده است به همین سبب دست نیاز خود را به درگاه بی نیازت آورده ایم تا حاجات خویش را طلب کنیم۰
الهی، بندگان بدکارت،کارهای بد خویش را به یاد آورده اند و به کیمیای نظر تو نیازمندند تا از گناهان بگذری و بهشت برین جایگاه شان سازی ۰
خداوندا، بنده تو هر چه باشد بنده توست و نه بنده غیر تو پس تو دریابش ..
.jpg)
چقدر این روزگار رنگارنگ است! بازار دنیا هر چند روزی دست کسی است. در این بازار یک عده خریدار عشقند، گروهی نادان هم خریدار کالای زشتند؛
یک عده به فکر فردایند و یک عده در تفریح صحرا؛ یک عده به سوی حقیقت می روند و یک عده دنبال خوش گذرانی و صفا؛
گروهی با دنیا سوختند و نساختند، سوختند اما به سوی خالق رفتند.آن ها که با دنیا ساختند، دنیا با آن ها نساخت، آن ها (فقط) خود را باختند و (سرانجام) به عذاب افتادند.
دنیا پلی است که باید از آن عبور کرد؛ نباید روی آن ماند. البته باید از آن بگذرند، اما دنیا از یک عده کار کشید و به آن ها بار نداد، آن ها را از کار انداخت و از خود بیرون کرد.
بعضی ها هم از دنیا کار کشیدند و با عقل و تقوا در دنیا بار بستند. کار کردند، ولی بار هم گرفتند و با آبروی بندگی رفتند.
يا رب مکن از لطف پريشان ما را هر چند که هست جرم و عصيان ما را ذات تو غني بوده و ما محتاجيم محتاج بغير خود مگردان ما را . . .
از بار گنه شد تن مسکينم پست يارب!چه شود اگر مرا گيري دست؟ گر در عملم آنچه تورا شايد نيست! اندر کرمت آنچه مرا بايد هست
:: موضوعات مرتبط:
دریای بیکران
ن : در راه مانده
ت : دوشنبه 1391/12/21
|
|
پنج سخن گهربار از امام حسین (ع)
-- از ترس خداگریه کردن . آتش جهنّم را دور می کند.
-- من کشته اشکم .هر مومنی مرا یاد کند .اشکش روان شود.
-- راستگویی نشانه عزت و دروغگویی نشانه ذلت آدمی است .
-- اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چیز سر فرود نمی آورد : فقر و
تنگدستی .بیماری و مرگ
-- بخشنده ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته بخشش
کند .
:: موضوعات مرتبط:
کاروان عشق
ن : در راه مانده
ت : پنجشنبه 1391/10/21
|
|
باور کن گُلم! من همان زینبم؛ همان زینبی که هر روز، زیر آفتاب نگاه تو گرم میشد، همان زینبی که از طنین صدای تو جان میگرفت، همان زینبی که روزش را با زیارت تو آغاز میکرد و شبش را با چراغ یاد تو به پایان میبرد.
باور کن همان زینب، همان خواهر، چهل روز است تو را ندیده است. بلند شو برادر گلم! چرا جوابم را نمیدهی؟ تو که همیشه به احترام حضورم میایستادی؛ حالا چه شده که حتی جوابم را نمی دهی؟
آه، چه توقعی دارد زینب از تو! آخر تو که... .

باشد! حالا که تو نمیتوانی، من برایت همه چیز را میگویم، آن روزِ غمگین کودکیمان که یادت هست؟! همان روزِ آتش و در و... آری! میدانم؛ حتی حالا هم طاقت شنیدنش را نداری. برایت بگویم؛ کودکان تو آواره بیابانهای بیچراغ شدند؛ یکی دو ستاره، خاموش شد تا صبح.
چه کشیدیم برادر! فقط یاد و ذکر خدا و تو و پدر و مادر و جدمان، قوت دلمان شده بود؛ وگرنه قصه به اینجا نمیرسید.
در راه، هر جا که شد، چراغ یاد تو را روشن کردیم.
چه که بر سر آل امیه نیاوردیم؛ کوفه میلرزید از طنین صدایمان.
هر اشکمان را بر چله کمان نشانده بودیم و قلب خوابآلودگان را نشانه رفته بودیم؛ اما امان از شام! تاریکی شام، بر روشنایی کلام ما پیشی میگرفت؛ اما ستاره سه ساله تو، آنجا را هم روشن کرد.
چه بگویم برای تو که از همه چیز باخبری؟! در این چهل روز، یک لحظه نوازش صدای تو، گوشم را تنها نگذاشت.

هر چه را باید میگفتم، به زبانم جاری میشد. همیشه گرمای دستان حمایتت را روی شانههایم حس میکردم. یک آن، خودم را بیتو ندیدم؛ اما چه کنم که تو خواسته بودی هر لحظه نبودنت را به یاد دیگران بیندازم و بیدارشان کنم.
هر چه بود این چهل روز گذشت و من دوباره به دیدار تو آمدم.
حالا نمیخواهی برای دیدن خواهرت، از جای برخیزی؟
:: موضوعات مرتبط:
کاروان عشق
ن : در راه مانده
ت : پنجشنبه 1391/10/14
|
|
روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : دلم میخواهد یکی از بندگان خوبت را ببینم . خطاب آمد : درصحرا برو ، آنجا مردی هست که در حال کشاورزی کردن است . او از خوبان درگاه ماست . حضرت آمد و دید مردی در حال بیل زدن و کار کردن است . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چه میکند . بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد . فورا نشست ، بیلش را هم جلوی رویش قرار داد .
گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم ، حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . اشک در دیدگان حضرت حلقه زد ، رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبر خدا هستم و مستجاب الدعوه . میخواهی دعا کنم تا خداوند چشمانت را دوباره بینا کند ؟ مرد پاسخ داد : نه .
حضرت فرمود : چرا ؟ گفت : آنچه پروردگارم برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خود برای خودم می خواهم .
:: موضوعات مرتبط:
دریای بیکران
ن : در راه مانده
ت : پنجشنبه 1391/09/30
|
|
خدایا دلم تنگ است نمیدانم چه بگویم

خدایا دلم تنگ است و آزرده زخمهای زمانه امان از کفم بریده است.
خدایا چه بسیار گله دارم اما نه از تو ای خدای مهربانم٬ بلکه از هم کیشانم
از اینان که در ظاهر حق بندگی ات را بجای آورند و معترف به حضورت هستند و در باطن مسلحند به خنجری جهت خراشیدن دل مجروح بندگان بی دفاعت.
خدایا چه بسیار گله دارم از آنان که هر روز به رنگی نو در میآیند روزی به رنگ تواند رنگ نور محبت صفا و عشق و روزی دیگر آنها را نمی شناسم.
خدایا چه حس غریبی است تنهایی و سردرگمی. کدامین رنگ را ثباتی است و به کدامین آنان می توان اعتماد کرد؟
خدایا پناهم ده و مرا بسوی خود بخوان که خسته ام از این نامردمیها
خدایا به ازا سنین عمرم زیستم و بسیار دیدم و جز نیکی چیزی را به ذهن نسپردم. بدیها را خوب انگاشتم و دل را فقط جایگاه محبت قرار دادم.
خدایا خسته ام و توانم رو به افول می رود.
خدایا مرا بس است. مرا بسوی خود بخوان که حتی رنج آن جهان را به زیست دنیوی فعلی ترجیح می دهم.
خدایا من از عاقبت نیز بیمناکم. ولی گر رنج نیز فقط از سوی تو باشد باکی نیست چون تو محقی بر من.
خدایا به تو التماس می کنم. این روزها نفس کشیدنم نیز زمینی شده و در بند حصار تن. چندی است هر شب به امید نبودن صبحی دیگر می خوابم و با لبخندی سوی تو می آیم و باز روز بعد رنگی نو می بینم.
خدایا به تو پناه می برم که تو بر درد دلشدگان آگاهی.
خدایا سکوتم از بی سخنی نیست مرا لبریز نکن٬ بگذار گله هایم فقط برای تو باشد.
:: موضوعات مرتبط:
دلتنگ خدا
ن : در راه مانده
ت : شنبه 1391/09/18
|
|
روز شمار رو یدادهای ومناسبتهای دهه اول محرم

 
شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا،
هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام
روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )
روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام
روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام
روز پنجم محرم : اصحاب و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام
روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام
روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام
روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام
روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام
روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان
روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا
روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه
روز سیزدهم محرم : مصائب حضرت امام سجاد علیه السلام و زینب کبری علیها السلام در کوفه و مسیر شام
روزهای چهارم و پنجم بر اساس سنت قدما روضه اصحاب خوانده می شد لکن در سالهای اخیر این دو روز را به روضه طفلان زینب و حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلام اختصاص میدهند .
:: موضوعات مرتبط:
کاروان عشق
ن : در راه مانده
ت : جمعه 1391/08/26
|
|
خدايا
چنانم كن كه از تو بترسم گويا كه تو را مىبينم،و با پرهيزگارى مرا خوشبخت گردان،و
به نافرمانىات بدبختم مكن،و خير در قضايت را برايم اختيار كن،و به من در تقديرت
بركت ده،تا تعجيل آنچه را تو به تأخير انداختى نخواهم،و تأخير آنچه را تو پيش
انداختى ميل نكنم. خدايا قرار ده،بىنيازى را در ذاتم،و يقين را در دلم،و اخلاص را
در عملم، و نور را در ديدهام،و بصيرت را در دينم و مرا به اعضايم بهرهمند كن،و
گوش و چشمم را دو وارث من گردان،و مرا بر آنكه به من ستم روا داشته پيروز فرما،و
در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده،و چشمم را بدينسبب روشن گردان.
پروردگارا به اينكه مرا پديد
آوردى.پس در خلقتم تناسب نهادى، پروردگارا به اينكه آفرينشم را آغاز نمودى،و صورتم
را نيكو نمودى، پروردگارا به اينكه به من احسان كردى و در خويشتنم عافيت
نهادى، پروردگارا به اينكه محافظتم تمودى و موّفقم داشتى، پروردگارا به اينكه بر من
نعمت بخشيدى و راهنمايىام نمودى،پ روردگارا به اينكه سزاوار احسانم كردى،و از هر
خيرى عطايم كردى، پروردگارا به اينكه مرا خوراندى و نوشاندى، پروردگارا به اينكه
بىنيازم ساختى و اندوختهام بخشيدى، پروردگارا به اينكه يارىام نمودى و عزّتم
بخشيدى،
:: موضوعات مرتبط:
دلتنگ خدا
ن : در راه مانده
ت : پنجشنبه 1391/08/04
|
|
|